|
ادبی
|
="50" bgcolor="#808080">
فروید دربارهی این مساله تحقیق کرد که رفتار انسان، توسط ناخودآگاه شکل میگیرد و به واسطهی آن، فرد به سمت انجام اعمالی میرود که شاید در خود آگاه فرد لزومی بر انجامش نیست یا احساس نمیشود که خود فرد علاقهای به انجامش داشته باشد.
فروید، اولین کسی بود که گفت اگر به انسانها اجازه دهیم در یک محیطی حرف بزنند، در خوابها و لغزشهای زبانی خود چیزهایی را کشف میکنند که بسیار پیچیدهتر و مهمتر از ماجرایی است که دربارهاش صحبت میکنند.
او این فکر را مطرح کرد که ما میتوانیم در ارتباط با دیگران کنجکاو باشیم، او ارتباط شخصیت با ذهن خود و ذهن دیگران را موضوع مطالعه قرار داد. تقریباً هر چیزی که ما دربارهی داستانهای عاشقانه، هنر، فرهنگ، سینما، مشکلات جنسیتی میفهمیم، به نوعی لحظهی فرویدی ربط پیدا میکند، لحظهای که در آن ما متوجه میشویم که پیچیدهتر از چیزی هستیم که فکرش را میکنیم.
حالا همهی ما پسافرویدی هستیم. ما معتقدیم که احساسات، بخش انتقادی چیزی است که فرد را بر میانگیزاند. حالا دیگر تمام بحثهای مبتنی بر نژادپرستی بیاعتبار شدهاندمن امروز دنیا آمدم
امروز با شادی هایش تقدیم شما....
سلام دوستان
من هم بازی؟
نه...!
برو گم شو !!!
همين
نه صداي آسياب
كه خاموش ميگردد
نه نشستن پروانه
بر گيسوان دختركي
كه توت ميچيند
نه سور و سات زنبورها
بر سفرهي درخت
نه پرواز پرنده
كه با جفت وداع ميگويد
نه!
اين بيش و كم
ارزاني كسي نيست
نه من
كه كنارت
به مغازله مشغول
نه تو
كه با دگمهي پيرهن ]كدام پيرهن؟[
در جدلي خاموش
هوا خوب است
و روز
همان روز بي مثال ارديبهشت
همين!
تنها
همين!
اسفند 78
در این شماره می خوانید:
دیدگاه و درآمد:
محمد تقی پور جکتاجی – علی رضا پنجه ای
کارکرد:
خبرهای خانه ی فرهنگ گیلان و ...
یادایاد:
دیداری دور با پرویز شاپور- بیژن اسدی پور
تنکابن، خیابان دریا ، برسد به دست تیرداد نصری
گزارش:
عبور از نیما خنده دار است - گزارش حضور هوشنگ ابتهاج (سایه) در خانه ی فرهنگ گیلان
چالش:
واکنشی علیه زیبایی شناسی مدرن - علی باباچاهی
نوها- نگاهی به اولین داستان از کتاب "متن خود یک کویر است" نوشته ی مجید دانش آراسته-
محمود طیاری
نقد مجموعه داستان "سمت تاریک کلمات " - محمود معتقدی
شعر یک پس رفت زمانی است- بهزاد خواجات
نقد مجموعه شعر " باران بود، همه لیلی ها رفته بودند"- رضا قنبری
شکست اسطوره تخیل ابر متن - داریوش معمار
چامه :
سیمین بهبهانی- سید علی صالحی- کامبیز صدیقی- تقی خاوری- ۲ شعر منتشر نشده از بیژن نجدی- فهیمه غنی نژاد-اکبر اکسیر- منصور بنی مجیدی-یزدان سلحشور- پیمان نوری- اسماعیل حبیبی- حسین فاضلی-مازیار نیستانی- آرش نصرت اللهی- مهدی مرادی- مهناز یوسفی- معصومه اکبری- هالینو ( فروغ لهستان) ترجمه ی علی رضا دولتشاهی و ایونا نویسکا
پرس و گو :
پرس و گو با استثنایی ترین تنبک نواز تاریخ موسیقی بهمن رجبی
پرس و گو با امیر رضا کوهستانی ، نمایشنامه نویس و کارگردان تئاتر
داستان:
مه کامه رحیم زاده-مجید روانجو-هادی جامعی- بهار اله بخش
چهره پرداز:
من رئالیسم خودم را می کشم. به مناسبت صد سالگی فریدا کالو - ترجمه مهین صدری
نما:
واقعیت دوربین- سید حسن حدائقی
و تازه های کتاب
نشاني دريافت مطالب شما: AR_panjeei@yahoo.com
تلفن صبح ها: ۲۲۲۴۱۷۸-۰۱۳۱
تلفن عصر ها :۲۲۳۸۷۴۲-۰۱۳۱
تلفکس:۲۲۳۸۷۴۲-۰۱۳۱
همراه سردبير: ۰۹۱۱۱۳۸۰۶۷۷
نشاني دفتر مجله:گیلان -رشت. خ طالقاني - مقابل صفاري -بن بست نصرالله زاده خانه ي فرهنگ گيلان
آفتاب گردان ها را زودتر از فصل شان تقدیم به مردی می کنم که از میان آتش هم شده شعرهاش را بیرون می آورد و هنوز هم که هنوز دلش برای بعضی ها می سوزد
آفتاب گردان ها!
تنها
برای خورشید پشت ابر
می گریند
نگران نباشید. آخرین فیام های روز دستم رسیده و بهترین کتاب ها و مجله ها را می خوانم.
برای دوستانی که حتی دوری و دوستی را هم قبول ندارند...

زمانی ٫ برای مرگ هر چیز و هرکسی می گریستم.
نازک دلی طبیعت من بود.
مثل خود شما ٫
که شنیدم حتی برای لغو « اعدام» هم مبارزه می کردید ؟
مدتی-ست عوض شده ام .شنیده ام که شما هم .
( این روزنامه ها را بگذارید که بماند. منتظر خبری هستم ! )
نمی دانم چه در درون شما می گذرد
برای خودم
درست وسط چای خوردن و یک سیگار( ظهرها هر بار)
کنار کودکانم (عصرها هربار)
و کنار همسرم ٫ وقتی که غرق تماشاش می شوم هر شب
ناگاه در می یابم
چیزی نکبت را
به جای زیبایی گرفته ام.
به خاطر این است که شاد می شوم حالا ٫ از خبر مرگ بعضی ها ؟
به شهرداري زنگ نزنيد
من آدم برفي ام را دوست دارم
بگذاريد عنكبوت بيكار اين فصل
جايي براي تنيدن انبار لودرهاي بيكارشان
داشته باشند
به شهرداري زنگ نزنيد
حاج آقا دارند در اينترنت
- زبانم لال- دنبال سرود ملي مي گردد و
سرنديپيتي برفي دارد براياش پول ميسازد
به شهرداري زنگ نزنيد
چاي تان را بخوريد
كرايه تاكسي گران نشده
اداره ها باز است
گاز باز است
جهنم بيكار نيست!
راه هاي فرعي هم ان شاء ا...
به شهرداري زنگ نزنيد
عاشورپور كه... زنده نمي شود
به شهرداري زنگ نزنيد
آباي!
يك متر و هفتاد كه آب بشود
از سر من كه رد است
شما را نمي دانم
به شهرداري زنگ نزنيد
تماشاي پشت پنجرهي برف
چه لذتي دارد
حافظ بخوانيد
تلويزيون ببينيد
آقا محمود سياهجامهها حسين عاشور پور؟ نه!
شاهين! نان تمام شده...
مادر ...به شهرداري زنگ...
26 - دي - 1386
موهایی که باد را می سازند
یقه ای پر از باران
در امتداد برگ ها
که می ریزند
اشیا
همان هایی که
دیروز
بودند
سکه ها
برای بخت سازی که دوره گرد را می زند
تک مضراب های کلاغ
خش خش گام هایم
روزها را برای گذران آذر مرور می کنند
رویایی در سر دارم
آذر - ۸۶
میان عطرهایی که تنم را
از اتفاق دیشب جدا می کنند
و آخرین دکمه ی پیراهنم
تنها یک خمیازه جا مانده است
...
صافی ذهن کلاغ
غار غار چندش آورش
و پرواز به قبله ای که شتر با بارش در آن
گم می شود
...
لحظه ای برای برگ های جا مانده در پاییز
زمان مرده ی زن در باجه ی تلفن
خورشید بی رمق آبان ماه
و این سرباز در لباس فرم:
صاف بر پیشانی پنجره می خورند
...
نه...!
انگار تمامی ندارد رعد و برق
هر بار که شلاق می زند
برگی از سهم آسمان کم می شود
زیر نور مخروطی تیر چراغ برق
امتداد سیاهی گیسوانی گم می شود
شب پره ای
مسیر مارپیچ را
برای مرگ انتخاب می کند
شب شاهد اتفاقی بوده
که این چنین ستاره بارانی است
ستاره ها که گم نمی شوند
فقط چشمک می زنند
ما می مانیم و
امتداد گیسوانی که گم می شوند و
تنها یمان می گذارند
۱۱ - آبان - ۸۶
این مسافر
که لطافت خواب دم صبح را
با گودی زیر چشم هایش
به آخرین پله ی این ایستگاه متروک می سپارد
تا بیاید به خودش بجنبد
بین خنده های دخترک عطر فروش
و حرکت سریع السیر قطار
میان هزار بلاتکلیفی می ماند
یا مثل من شاعر
میان یک صد کلمه و
دو صد برابر خط خوردگی و
چند برابر کاغذ مچاله
۱۴ - مهر - ۱۳۸۶
با چوبی که بالا سر این کلمات گرفته ام
می خواهم شعر نگفته ام را تقدیم تو کنم
هیچ انتقادی هم وارد نیست
اگر هر بار
صفحه ی سفید این سرسید را
پشت می کنم به کلمات دیشب اش
باران می بارد و باد
به پنجره می خورد
می ماند میان زیگموند فروید و جابربن حیان
یکی را انتخاب کنم و
تاریخ جعلی که به تو نزدیک تر است را
مهر کنم در انتهای این شعر گوش بریده
۱۳ - مهر - ۱۳۸۶